تبليغاتX
واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند :: چون به خلوت میروند...
عشق است ابالفضل...... 
ای به موسای کربلا هارون...نهضت نینوا به تو مدیون

مدحت از اوج شعرها برتر..وصفت از حد واژه ها بیرون

ای شده خونجگر ز صبر حسن...وی به پای حسین غرق به خون

رخ همچون بهار تو جنت ..چشم شب انتظار تو جیحون

ای به ابرو جلال را میزان .. وی به مژگان قصیده ای موزون

سر هر مصرع و دو صدجادو..دل این شعر و صدهزار افسون

غصه های دل تو رنگارنگ..قصه های غم تو گوناگون

کم بود ماه بلکه خورشیدی ..نیست خورشید هم تو را مقرون

پیش حسن روی تو اول هر ماه ..ماه تعظیم کرده در گردون

ثبت شد بر صحیفه عشاق..از سرانگشت خامه ات قانون

هر کسی بر حسین خو.نجگر است..به یقین بهر فاطمه پسر است

از اینجای شعر قشنگتر دل بدید چون آقا قمر بنی هاشم وارد شرعه فرات میشه

شعله آتشی است در دل آب ..ساقی مهوشی است مست و خراب

بی قراریست عشق تا به جنون.. تک سواریست آب تا به رکاب

آنچنان بود کاسمان میگفت..روز مهمان آب شد مهتاب

آب ازپرتوش به خود پیچید..دیگر این آینه ندارد تاب

غرق در نور آرزو وامید ..محو در موج التهاب و شتاب

پیش رو هر چه هست روی حسین..همه جاروی آب روی حباب

پشت سر هرچه بود شدفریاد..یک صدا می شنید آن هم آب

مگر آنجا چه دیده اینسان عشق ..عکس آنرا نموده در دل قاب

می رود دست آب و دامانش..که میفکن مرا به کام عذاب

چشمهایش سحاب اما نه ..کی چکد خون زچشمهای سحاب

یک دلاوربه موج یک لشکر...یک کبوترهزار دسته غراب

سینه نخلها سپر اما ..تیرها بیشترزحدحساب

تیرها را به جان خرید اما..چون یکی سوی مشک شدپرتاب

مشک چون طفل دست و. پایی زد ..قصه آب ختم شد به سراب

روی آغوش ساقیه طفلان گوئیا تیر خورده طفل رباب

بقیه شعر میره تو روضه من هم الان آمادگیشو ندارم هر کس خواست بگه براش بعدا میگم.....التماس دعا

|+|
نوشته شده توسط محسن در یکشنبه سی ام مهر 1385 و ساعت 15:40
حاج مهدی سماواتی 
قابل توجه کسانیکه اهل مناجاتن و با مناجاتهای حاج آقا مهدی سماواتی حال میکنن اگه دقت کنن توی پیوندهای وبلاگ مهدیه تهران رو معرفی کردم که تمام مناجاتهای حاج مهدی رو تو ماه رمضون گذاشته و میتونید دانلودکنید و من رو هم از دعای خیرتون فراموش نکنید ......انصافا که نفسش حقه ....دمش گرم.....
|+|
نوشته شده توسط محسن در یکشنبه سی ام مهر 1385 و ساعت 10:52
درخواست... 
از دوستانی که در زمینه آشنایی با موسیقی و کلاس در مورد دستگاهها و غیره آشنایی دارند ویا اینکه راهی بلدن که بشه سلفژ رو از طریق غیر حضوری در کلاس یاد گرفت لطفا منو راهنمایی کنن ...ممنون میشم
|+|
نوشته شده توسط محسن در یکشنبه سی ام مهر 1385 و ساعت 10:38
 
سلام به همه دوستان و مومنین و مومنات روزه دار .

امیدوارم طاعات و عباداتتون مورد قبول واقع شده باشه و پیشاپیش عید سعید فطر رو هم تبریک میگم چند وقتی بود نمی رسیدم به وبلاگم برسم .البته الان هم همچین وقتی ندارم ولی با توجه به اعتراض و گلگی بعضی از دوستان که گفته بودن چرا به روز نمیکنی گفتم یه دوبیتیه توپ بگم (از اون خفنها)که حالشو ببرید.....یا علی

حضرت حیدر ابا الزینب همان رب جلیست...

هرکه شد دلداده او حجت الله ولیست...

هر که زد عمامه بر سر آیت اللهش مخوان...

آیت اللهی فقط در نزد عشاق علی است....

|+|
نوشته شده توسط محسن در یکشنبه سی ام مهر 1385 و ساعت 10:28
میرزا حبیب خراسانی 
یه غزل قبلا ها حفظ کرده بودم خیلی خدا بود چند بیتش هنوز یادمه گفتم برای شما هم بگم حالشو ببرید:

امروز جمال تو طرح دگر افتاده ست.....چین و شکن زلفت آشفته تر افتاده ست

یک نیمه به چین اندر بر فرق و جبین اندر...یک نیمه از آن سوتر گرد کمر افتاده ست

صد زاهد طاماتی.صدشیخ کراماتی...برچهره تو بت رو.از پرده در افتاده ست

|+|
نوشته شده توسط محسن در یکشنبه نهم مهر 1385 و ساعت 10:0
اخبار 
سلام اخباری کوتاه از ماه رمضون...

مجالس باصفا و پر معنویت سعید حدادیان دو شبه که شروع شده و انصافا مجالس خوبیه....از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۲ شب البته خود سعید ۱۰ شروع میکنه.

حاج منصور ارضی امسال کسالت داره و مجالسش تعطیله همون مجلس ۲-۴ نصفه شباش....

در بیت الحسن در خیابونه ایران ادیب یزدی منبر میره ..سید محمد موسوی هم میخونه..

مسجد شهدا هم که حاج مشاالله عابدی و حاج مهدی سماواتی حال میدن....

سازگار هم ۳۰ شب در حسینیه قمی ها در خیابون خاورانه...

محمد طاهری هم فکر کنم مجلسش در مسجد بهشتی خیابون نبرد برگزار باشه.

هر جا که رفتید ما رو هم دعا کنید.....

|+|
نوشته شده توسط محسن در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 10:10
دوبیت لاتی 
زاهد ز کرم تو را چو ما نشناسد...

بیگانه تو را چو آشنا نشناسد....

گفتی که گنه کنی به دوزخ برمت...

این را به کسی بگو تو را نشناسد..

|+|
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه سوم مهر 1385 و ساعت 10:15
بار الها........ 
بار خدایاچگونه سپاسگزارت باشم به خاطر مهربانی های بی انتها و الطاف کریمانه ات ؟چه بسیار نعمتها که عنایتم فرمودی و من با قدر نشناسی از آنها گاه و بیگاه در محضرت لغزیده و دامن به گناه آلودم.باز مرا بخشیدی و بسوی خویش خواندیام  چونان عاشقی که مهرش به معشوق حد و مرزی نمی شناسد. و باز گفتی ام:(ادعونی استجب لکم) و من سرگشته و حیران در این وادی ظلمانی که(نفس) می نامندش به پندار اینکه دیگرمطرود و مردود درگاه تو گشته ام باز در عالم مجازی به دنبال حقیقت خویش می گشتم  که باز تو مرا امید بخشیدی و فرمودی (نحن اقرب الیه من حبل الورید).

آری تو از رگ گردن به من نزدیک تر بودی و من نمیدیدم و پرده  منیت و انانیت حاجب میان من و تو گشته بود تا اینکه نور محبت خویش را بر دلم تابیدی و مهر جمال بی مثالت را بر قلبم افکندی و چون ذکر و عشقم را به سوی خودت بی شائبه یافتی فرمودی:

لایذکرنی عبد فی نفسه الا ذکرته فی ملا من ملائکتی ولا یذکرنی فی ملا الا ذکرته فی الرفیق الاعلی(کنزالاعمال)

بارخدایا....

چگونه از دایره ذکر ویاد وعشق تو بیرون روم وحال آنکه می دانم جز تو کسی را نخواهم یافت و فقط این تویی که هزاران مجالم عنایت کردی تا گرم و صمیمانه به سویت باز آیم <تا گرم و صمیمانه در آغوش مهرت گیری ام.

واینک این ماه تو و سفره ضیافت توست که دگر بار مرا به سوی خویش می خواند تا آینه دل و جان در زلالین چشمه اش بشویم ودر شب قدری دیگر تقدیرم به انگشت کرم رقم زنی و شاید مهلتی دیگرم بخشی تا نه فقط نا مه عمل خویش دیگر به گناه نیالایم.بلکه آنرا سرشار از خدمت به مومنین و نمازگزاران و روزه داران نمایم و در این خدمتگزاریمباهی و سربلند به آستان قربت شرف حضور یابم.

بار الها ...

در این ماه صوم و ذکر و عبادت از تو مسئلت دارم که بر محمد و آل محمدرحمت فرستی و عاقبت همه ما را ختم به خیر گردانی....التماس دعا

|+|
نوشته شده توسط محسن در یکشنبه دوم مهر 1385 و ساعت 14:50