امروزکه برای مراسم خاکسپاری پسر یکی از همکارام به بهشت زهرا رفتم بعد از مدت زیادی که به غسالخونه نرفته بودم گفتم برم تاشاید یه تلنگری برام باشه..رفتم و چقدر هم خب شد که رفتم ....
شاید باورم نمیشد وقتی میشنیدم که توغسالخونه تعداد جوونها از افراد مسن بیشتره![]()
ولی باور کنید اینقدر جوون دیدم که متاثر شدم یه ذره به خودم اومدم که بابامحسن یه کم به فکر خودت باش ولی....
بازهم غافلم....
نمیدونم شاید پشت گرمیم به امام حسین بهم یه ذره جرات داده که زیاد نترسم آخه اربابم خیلی پیش خدا حرفش خریدار داره...از وقتی که از بهشت زهرا اومدم همش یاد اون ۱۰ نفری هستم که بی کس بودن و مداح بهشت زهرا خواهش میکرد برای ثواب اونها رو تا دم قبر بیاریم و براشون فاتحه بخونیم شاید اونها هم زن و بچه و کس وکار داشتن نمیدونم...اما خوش بحال اوناییکه به زن و بچه و فامیل دل خوش نکردن و وقتی ملا ئک مقرب خدا برای سوال و جواب ازشون میاد صدا میزنن که همه کس و کار ما حسینه ....
خدایا کاری کن مثل اونایی ازدنیا بریم که موقع جون دادن اربابمون الا سرشون اومد و ازشون پذیرایی کرد مثل اون پیرمرد نیشابوری باشیم که امام رضا بالاسرش اومد (انشاالله)
لطف حسین ماراتنها نمیگذارد گرخلق واگذارند اووانمیگذارد

