تبليغاتX
واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند :: چون به خلوت میروند...
آخر خط 

می خانه دگرجای من بی سروپا نیست

بگذار که پشت در می خانه بمیرم

|+|
نوشته شده توسط محسن در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 18:26
ازخلیل جوادی 
راه مـــــا از شمـــا جـــدا شده است

کُــرک وارونـه پُــر بـهــــــا شده است

از  جـــراحت  پُـــریــم  یــــــــا مـــولا

خون دل می خوریــــم یـــــــا مــــولا

معنی  حمـــــد را  نمــی دانیـــــــم

و نمــــــــاز غفیـله می خـــــوانیـــم

|+|
نوشته شده توسط محسن در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 12:43
قندعسل بابا 
دیدم به حق پسرم آقا احسان دارم جفامیکنم که تاحالا که نزدیک ۳ سالشه هنوز یه عکسم ازش تووبلاگم نذاشتم ...

این عکس آقا احسانه که دیروز توی باغ طرفای کردان ازش انداختم...

خداهرکی ازین گلها داره براش نگهداره وبه اوناییم که ندارن چندتا چندتا بده

|+|
نوشته شده توسط محسن در شنبه پانزدهم تیر 1387 و ساعت 22:22
کارجنون مابه تماشاکشیده است 
توبدین همه لطافت که زحور دل ربودی

زچه برمن سیه رو دردوستی گشودی

ز ازل مرا ارادت به توبود ازسعادت

چوسرشته شدگل من تودل مراربودی

به کسی اسیر بودم که ورا ندیده بودم

چودوچشم خودگشودم به خداقسم توبودی

چه غم ارتمام عالم نکننداعتنایم

به همین بوددلم خوش که توروبه من نمودی

میخواستم بیت اول روفقط بنویسم امادلم نیومد  دیدم دستام همینجوری داره رو کیبورد را میره...

بگذریم...

میخاستم  یه چیزی بگم ..آخه خیلی دلم گرفته ...شاید هرچندشب یه بار خواب کربلا رومیبینم  ..یا خواب حرم حضرت ابالفضل رو..یاهم حرم سیدالشهدارو...نمیدونم چطوره که بعد از ۵سال که ازکربلا رفتنم گذشته هنوزم که هنوزه خواب ندارم...یاد اون شعری میفتم که میگفت:خواب هر شبم حسینه.....

بعضی مواقع هم که میبینم رفیقام میرن کربلا بدتر میشم..مثل چندروز پیش که یکی از دوستام خداحافظی کرد و رفت که یک ماه بمونه کربلا...

کاش زمان به عقب برمیگشت و الان دوباره توحرم ابالفضل میتونستم بخونم و گریه کنم و سینه بزنم...

کربلا..کربلا..اللهم ارزقنا

|+|
نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 13:29
... 

دیروز مرا نمی توان بی تو نوشت

امروز بدون تو چه مسجد چه کنشت

در هجر تو فرقی نکند شادی و درد

فردای بدون تو چه دوزخ چه بهشت

|+|
نوشته شده توسط محسن در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 12:35