تبليغاتX
واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند :: چون به خلوت میروند...
کارجنون مابه تماشاکشیده است 
توبدین همه لطافت که زحور دل ربودی

زچه برمن سیه رو دردوستی گشودی

ز ازل مرا ارادت به توبود ازسعادت

چوسرشته شدگل من تودل مراربودی

به کسی اسیر بودم که ورا ندیده بودم

چودوچشم خودگشودم به خداقسم توبودی

چه غم ارتمام عالم نکننداعتنایم

به همین بوددلم خوش که توروبه من نمودی

میخواستم بیت اول روفقط بنویسم امادلم نیومد  دیدم دستام همینجوری داره رو کیبورد را میره...

بگذریم...

میخاستم  یه چیزی بگم ..آخه خیلی دلم گرفته ...شاید هرچندشب یه بار خواب کربلا رومیبینم  ..یا خواب حرم حضرت ابالفضل رو..یاهم حرم سیدالشهدارو...نمیدونم چطوره که بعد از ۵سال که ازکربلا رفتنم گذشته هنوزم که هنوزه خواب ندارم...یاد اون شعری میفتم که میگفت:خواب هر شبم حسینه.....

بعضی مواقع هم که میبینم رفیقام میرن کربلا بدتر میشم..مثل چندروز پیش که یکی از دوستام خداحافظی کرد و رفت که یک ماه بمونه کربلا...

کاش زمان به عقب برمیگشت و الان دوباره توحرم ابالفضل میتونستم بخونم و گریه کنم و سینه بزنم...

کربلا..کربلا..اللهم ارزقنا

|+|
نوشته شده توسط محسن در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 13:29